همه چی و که نباید گف شماره (1)

خرید بک لینک

(شماره 1)

همه چی و که نباید گف:

گاهی فکر میکنم چرا خطوط عابر پیاده رو مثل سطرهای دفتر کشیدند
یا مثل میله های زندان
یا مثل شونه ی موی مادر جون
یا شبیه پرده کرکره ی اتاق اقا بزرگ
که همش مثنوی میخونه, همیشه صدای بوق ماشینی, حواس پرتم و پرت میکنه به خودش و منم از ترس پرت نشدن زیر ماشین صبر میکنم تا خیابون خلوت بشه و بتونم از عرضش رد بشم
همیشه حق تقدم با راننده هاست
مخصوصا ماشینای بزرگ تر
ازطرفیم همش راننده تاکسیا هی جلو ادم ترمز میکنن مستقیم مستقیم
بابا میخوام "چپ تقیم" برم
ولی یه بار فهمیدم راهی هم برای رد شدن از خیابونای این شهر بی سر و ته
که ادم به ادمش رحم نمیکنه وجود داره
اونم اینکه باید کور باشی
یا کر یا پیر
تا موقع رد شدن از خطوط عابر پیاده برات صبر کنن
تازه میفهمی اینا که پشت ماشینن ادما هستن نه اینکه ماشینا سوار ادما شدن

آره رفیق همه چی و که نباید گف.

:نویسنده
#علیرضا_ابوالحسنی_(ع.ا.پژواک)

علیرضا ابوالحسنی. پژواک

هم میهنان کورد زبانم تسلیت......

ما را در سایت هم میهنان کورد زبانم تسلیت... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 181 تاريخ: پنجشنبه 25 آبان 1396 ساعت: 14:56

صفحه بندی